مدح و ولادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
تو نور آمدی و شب ز خواب خوش پا شد تو چـشـمه آمـدی اما مـدینه دریا شد گل از گل همۀ خـانوادهات بشـكـفـت شـكـوفـههای نـگـاه تو تا شـكـوفا شد دوبـاره دور و بر كـوچـۀ بنی هـاشم بـهـشـت گـمـشدۀ هر فـرشته پیدا شد ز بس ستـاره برای زیارت آمده بود شـب تـولـد تـو مـثـل روز زیـبـا شـد تو طعـم نـوبـر فرزند را چـشانـیـدی به یـمـن آمـدن تـو حـسـیـن، بابـا شد همیـنكه در بغـل مـادر آمدی گـفـتـند بهشت زینت آغوش و دوش لیلا شد حدیث مجمر و اسپند را بخوان و ببین كه چشمهای حَسَد محو در تماشا شد هــزار مــرتــبـه الله اكـبــر از قــدّی كه آرزوی بـلـندای سرو و طوبا شد هزار مـرتـبـه الله اكـبـر از چـشـمـی كه مست از آن همه انگورهای دنیا شد هــزار مـرتـبـه الله اكـبـر از مـویـی كه لطف مختصرش رفت و شام یلدا شد هــزار مــرتــبـه الله اكـبــرت گـویـم كه با صدای تو داوود مست و شیدا شد تمـام خِـلـقت و خُـلـقت شـبیه پیغـمبر تمـام نـاز و نـیازت شـبـیه زهـرا شد تویی تو یوسف یعقوبِ شهر پیغـمبر منم همانكه به یك غمزهات زلیخا شد عـلـی اول نـسـل عـلی! عـلی یـارت كه هـیـبت تو تـمـامـاً علیِ اعـلی شد به شوق صوت اذانت به عرشِ گلدسته چقـدر مـأذنه دلـتـنگ صبح فردا شد پس از تو رفت دگر خیر از سر عالَم پس از تو خاك به فـرق تمام دنیا شد رشیـد بودی و بعد از شكـستـنت بابا شكست بس كه كنار تو از كمر تا شد هـنوز عـطـر تو از بین دشت میآید به یـاد لالـۀ سـرخی كه ارباً اربا شد |